وقتی فردی بعد از سکته مغزی، ضربه به سر یا یک آسیب دیگر مغزی ناگهان در صحبت کردن دچار مشکل میشود، اولین نگرانی خانواده معمولاً این است که «آیا دوباره میتواند مثل قبل صحبت کند؟». اختلال تکلم در اثر ضایعه مغزی میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد؛ از پیدا نکردن کلمات مناسب گرفته تا نامفهوم شدن گفتار، مشکل در درک صحبت دیگران یا ناتوانی در ساختن جمله.
نکته مهم این است که همه این مشکلات یکسان نیستند. گاهی مشکل اصلی مربوط به زبان است و فرد در پیدا کردن یا درک کلمات مشکل دارد؛ گاهی عضلات و برنامهریزی حرکات گفتار درگیر شدهاند و در مواردی نیز آسیب مغزی باعث اختلال در وضوح و کنترل گفتار میشود. شناخت نوع اختلال، اولین قدم برای انتخاب مسیر مناسب درمان و توانبخشی است.
اختلال تکلم در اثر ضایعه مغزی قابل درمان است؟
در بسیاری از افراد، توانایی ارتباط و گفتار پس از آسیب مغزی میتواند تا حد قابل توجهی بهبود پیدا کند؛ اما میزان و سرعت این بهبود به علت ضایعه، محل و وسعت آسیب، وضعیت عمومی فرد، نوع اختلال و میزان دسترسی به توانبخشی بستگی دارد. بهبود فقط به چند هفته یا سه ماه اول محدود نیست و در برخی بیماران، تواناییهای زبانی و ارتباطی میتوانند مدت طولانیتری نیز پیشرفت کنند.
اختلال تکلم در اثر ضایعه مغزی چیست؟
اختلال تکلم در اثر ضایعه مغزی به تغییر یا از دست رفتن بخشی از توانایی فرد برای برقراری ارتباط از طریق گفتار گفته میشود. این اختلال ممکن است پس از آسیب به بخشهایی از مغز که در زبان، برنامهریزی حرکات گفتاری یا کنترل عضلات تولیدکننده گفتار نقش دارند ایجاد شود.
برخلاف تصور رایج، مشکل همیشه فقط «حرف نزدن» نیست. ممکن است فرد بتواند صحبت کند اما کلمات را اشتباه انتخاب کند، معنی صحبت دیگران را درست متوجه نشود، نتواند نام اشیا را به یاد بیاورد، جملهها را ناقص بسازد یا کلمات را به شکلی نامفهوم ادا کند.
برای همین، هنگام بررسی بیماری باید مشخص شود مشکل دقیقاً در کدام قسمت ارتباط ایجاد شده است. آفازی بیشتر یک اختلال زبان است، در حالی که آپراکسی گفتار و دیزارتری بیشتر به تولید و اجرای گفتار مربوط میشوند.
انواع اختلال تکلم بعد از ضایعه مغزی؛ همه مشکلات گفتاری یکسان نیستند
نوع اختلال به ناحیه آسیبدیده مغز و عملکردی که تحت تأثیر قرار گرفته است بستگی دارد. ممکن است یک فرد فقط در پیدا کردن کلمات مشکل داشته باشد، در حالی که فرد دیگری درک زبان یا توانایی تولید گفتار روان را نیز از دست بدهد.
| نوع اختلال | مشکل اصلی | نمونهای از نشانهها |
|---|---|---|
| آفازی | اختلال در استفاده یا درک زبان | پیدا نکردن کلمه، مشکل در ساخت جمله، درک نکردن برخی صحبتها یا اختلال در خواندن و نوشتن |
| آپراکسی گفتار | اختلال در برنامهریزی و اجرای حرکات لازم برای گفتار | تلاش زیاد برای بیان کلمات و خطاهای ناپایدار در تولید صداها |
| دیزارتری | اختلال در کنترل عضلات و اجرای حرکات گفتاری | گفتار نامفهوم، آهسته، بریده یا تغییر در شدت و کیفیت صدا |
آفازی؛ وقتی مشکل اصلی در زبان و پیدا کردن کلمات است
آفازی یکی از مهمترین مشکلات ارتباطی پس از آسیب مغزی است و بیشتر در اثر آسیب به نواحی زبان، بهویژه پس از سکته مغزی، دیده میشود. فرد مبتلا ممکن است در صحبت کردن، درک صحبت دیگران، خواندن یا نوشتن دچار مشکل شود. شدت آفازی از مشکلات خفیف در پیدا کردن کلمات تا اختلال شدید در برقراری ارتباط متفاوت است.
برای مثال، ممکن است فرد بداند چه چیزی میخواهد بگوید اما نتواند نام آن را به زبان بیاورد. گاهی نیز جمله را شروع میکند اما کلمات مناسب را پیدا نمیکند یا از واژهای نزدیک به کلمه مورد نظر استفاده میکند.
یک نکته مهم:
آفازی به معنی از بین رفتن هوش فرد نیست. ممکن است فرد از نظر فکری متوجه موضوع باشد اما نتواند آن را با کلمات به شکلی که قبل از ضایعه مغزی انجام میداد بیان کند. به همین دلیل، خانواده نباید صرفاً بر اساس دشواری گفتار درباره توانایی ذهنی فرد قضاوت کند.
آفازی بروکا و ورنیکه چه تفاوتی دارند؟
در شکلهای کلاسیک آفازی، نوع و محل آسیب میتواند الگوی متفاوتی از مشکل زبان ایجاد کند. در آفازی بروکا، گفتار معمولاً کوتاه و با تلاش بیشتری تولید میشود و فرد ممکن است نسبت به مشکل گفتاری خود آگاهی بیشتری داشته باشد. در آفازی ورنیکه، گفتار میتواند روان باشد اما محتوای آن نامتناسب یا دشوار برای درک باشد و درک زبان نیز ممکن است آسیب ببیند. این تقسیمبندی تنها بخشی از انواع آفازی است و همه بیماران دقیقاً در یکی از این الگوها قرار نمیگیرند.
آپراکسی گفتار چیست و چرا با آفازی اشتباه گرفته میشود؟
در آپراکسی گفتار، فرد ممکن است بداند چه میخواهد بگوید اما مغز در برنامهریزی و ترتیب دادن حرکات لازم برای تولید صداها مشکل داشته باشد. در نتیجه، گفتار با تلاش بیشتری تولید میشود و ممکن است فرد برای بیان یک کلمه چند بار تلاش کند.
آپراکسی گفتار میتواند پس از سکته مغزی، آسیب سر، تومور یا سایر آسیبهای مغزی ایجاد شود و ممکن است همزمان با آفازی یا دیزارتری وجود داشته باشد. تشخیص دقیق این تفاوت برای برنامهریزی توانبخشی اهمیت دارد.
دیزارتری چه تفاوتی با آفازی دارد؟
در دیزارتری، مشکل اصلی میتواند به کنترل و هماهنگی عضلات مورد استفاده برای گفتار مربوط باشد. به همین دلیل ممکن است فرد بداند چه میخواهد بگوید و از نظر زبان مشکلی نداشته باشد، اما گفتارش واضح نباشد یا سرعت، شدت، آهنگ و کیفیت صدا تغییر کند.
تفاوت میان آفازی، آپراکسی و دیزارتری همیشه با نگاه کردن به یک جمله یا یک کلمه مشخص نمیشود. ارزیابی تخصصی برای مشخص کردن نوع اختلال اهمیت دارد، زیرا مسیر توانبخشی بر اساس نوع مشکل متفاوت خواهد بود.
علائم اختلال تکلم در اثر ضایعه مغزی چیست؟
علائم میتوانند با توجه به محل و شدت آسیب متفاوت باشند. بعضی افراد تنها در پیدا کردن واژه مناسب مشکل دارند، اما در آسیبهای گستردهتر ممکن است درک، صحبت کردن، خواندن و نوشتن نیز تحت تأثیر قرار گیرد.
فرد مفهوم را میداند اما برای نام بردن از اشیا، افراد یا موضوعات معمولی مکث میکند یا نمیتواند واژه مورد نظر را پیدا کند.
ممکن است کلمات از نظر تلفظ واضح نباشند یا شنونده برای فهمیدن صحبت فرد مجبور باشد چند بار سؤال کند.
فرد ممکن است نتواند جملههای کامل و منظم بسازد یا هنگام صحبت کردن مرتب مکث کند.
در برخی انواع آفازی، فهمیدن دستورها، سؤالها یا صحبتهای روزمره نیز ممکن است دشوار شود.
فرد ممکن است در خواندن کلمات و جملهها یا درک معنای متن مشکل پیدا کند.
آسیب زبانی میتواند توانایی نوشتن کلمات و جملهها را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
آیا تکرار کلمات همیشه نشانه یک نوع خاص از اختلال تکلم است؟
خیر. تکرار کلمات یا عبارات میتواند در شرایط مختلف دیده شود و به تنهایی برای تشخیص نوع اختلال کافی نیست. پزشک و متخصص گفتار و زبان الگوی کلی صحبت کردن، درک زبان، نامیدن، تکرار، خواندن و نوشتن را در کنار سایر علائم بررسی میکنند.

چه ضایعاتی میتوانند باعث اختلال تکلم شوند؟
ضایعه مغزی یک اصطلاح کلی است و علتهای متفاوتی میتوانند به بخشهای مرتبط با زبان و گفتار آسیب بزنند. سکته مغزی یکی از مهمترین علل اختلالات زبانی اکتسابی در بزرگسالان است، اما تنها علت نیست. آسیب مغزی ناشی از ضربه، تومور، عفونت و برخی بیماریهای عصبی نیز میتوانند ارتباط را تحت تأثیر قرار دهند.
| علت یا وضعیت | ارتباط با اختلال تکلم | نکته مهم |
|---|---|---|
| سکته مغزی | قطع یا کاهش خونرسانی یا خونریزی میتواند نواحی مرتبط با زبان و گفتار را آسیب بزند. | شروع ناگهانی اختلال تکلم بعد از سکته نیازمند ارزیابی فوری پزشکی است. |
| ضربه مغزی | آسیب ناشی از ضربه میتواند عملکرد زبان، برنامهریزی گفتار یا کنترل حرکات را مختل کند. | شدت و محل آسیب روی نوع علائم اثر دارد. |
| تومور مغزی | توده یا درمانهای مرتبط با آن ممکن است عملکرد نواحی زبان و ارتباط را تحت تأثیر قرار دهد. | علائم ممکن است به صورت تدریجی ایجاد شوند. |
| عفونت یا التهاب مغز | التهاب و آسیب مغزی میتواند عملکردهای شناختی و ارتباطی را مختل کند. | درمان علت زمینهای اهمیت اساسی دارد. |
| برخی بیماریهای عصبی | بعضی بیماریهای عصبی میتوانند به مرور زبان، گفتار یا سایر عملکردهای ارتباطی را تحت تأثیر قرار دهند. | روند ایجاد علائم به نوع بیماری بستگی دارد. |
تشخیص اختلال تکلم بعد از ضایعه مغزی چگونه انجام میشود؟
تشخیص فقط بر اساس این موضوع که «بیمار نمیتواند درست صحبت کند» انجام نمیشود. ابتدا پزشک علت احتمالی آسیب مغزی و وضعیت عصبی بیمار را بررسی میکند و در صورت نیاز از تصویربرداری مانند CT یا MRI برای بررسی محل و نوع آسیب استفاده میشود. سپس تواناییهای ارتباطی فرد از جمله درک، صحبت کردن، نامیدن، تکرار، خواندن و نوشتن ارزیابی میشوند.
بررسی زمان و نحوه شروع مشکل
ناگهانی بودن اختلال یا ایجاد تدریجی آن میتواند اطلاعات مهمی درباره علت احتمالی در اختیار پزشک قرار دهد.
معاینه عصبی و بررسی ضایعه مغزی
وضعیت حرکتی، حسی، هوشیاری و سایر عملکردهای عصبی در کنار علائم گفتاری بررسی میشود.
ارزیابی زبان و گفتار
نوع مشکل ارتباطی باید مشخص شود؛ برای مثال اینکه مشکل اصلی در درک زبان است یا تولید و وضوح گفتار.
طراحی برنامه توانبخشی
پس از مشخص شدن نوع اختلال، برنامه درمان و توانبخشی بر اساس نیازهای همان فرد تنظیم میشود.
درمان اختلال تکلم در اثر ضایعه مغزی چگونه انجام میشود؟
درمان به علت و نوع اختلال بستگی دارد. اگر آسیب مغزی ناشی از سکته یا یک بیماری حاد باشد، ابتدا باید وضعیت پزشکی بیمار تثبیت و علت زمینهای مدیریت شود. پس از آن، توانبخشی زبان و گفتار میتواند برای بازگرداندن مهارتهای از دست رفته و پیدا کردن راههای مؤثرتر برای برقراری ارتباط مورد استفاده قرار گیرد.
در فردی که آفازی دارد، تمرینها ممکن است روی پیدا کردن کلمات، درک زبان، جملهسازی، خواندن یا نوشتن تمرکز داشته باشند. در مشکلات حرکتی گفتار نیز تمرینها با توجه به نوع اختلال و توانایی فرد انتخاب میشوند.
هدف میتواند تقویت درک و استفاده از زبان و بازگرداندن مهارتهایی باشد که پس از آسیب مغزی کاهش یافتهاند.
در مشکلات تولید و وضوح گفتار، تمرینهای متناسب با نوع اختلال میتوانند برای بهبود ارتباط استفاده شوند.
در برخی بیماران استفاده از نوشتن، اشاره، تصاویر یا ابزارهای ارتباطی میتواند در برقراری ارتباط مؤثر کمک کند.
خانواده میتواند با ایجاد محیط آرام، فرصت دادن برای صحبت و مشارکت در تمرینهای توصیهشده به روند توانبخشی کمک کند.
آیا دارویی برای درمان مستقیم آفازی وجود دارد؟
برای آفازی ناشی از آسیب مغزی، درمان اصلی بر توانبخشی و بهبود ارتباط متمرکز است و نباید انتظار داشت یک داروی مشخص به تنهایی توانایی زبان را به حالت قبل برگرداند. در صورت وجود بیماری زمینهای یا علائم همراه، پزشک ممکن است برای همان شرایط درمان دارویی در نظر بگیرد.
آیا تکلم بعد از ضایعه مغزی دوباره برمیگردد؟
پاسخ این سؤال برای همه بیماران یکسان نیست. بعد از برخی آسیبهای مغزی، بهخصوص سکته، ممکن است در ماههای ابتدایی تغییرات و بهبود قابل توجهی در تواناییهای زبان و ارتباط رخ دهد؛ اما این به معنی پایان روند بهبودی پس از چند ماه نیست. شواهد نشان میدهد که برخی افراد میتوانند مدت طولانیتری نیز در مهارتهای ارتباطی پیشرفت داشته باشند.
علت ضایعه، محل و وسعت آسیب، سن و وضعیت عمومی فرد، شدت اختلال و میزان دسترسی به درمان و توانبخشی میتوانند روی میزان بهبودی اثر داشته باشند. بنابراین نمیتوان صرفاً با توجه به چند روز یا چند هفته اول، درباره نتیجه نهایی قضاوت کرد.
سه ماه اول مهم است، اما پایان مسیر نیست
ممکن است روند بهبود در ماههای نخست سریعتر باشد، اما توانبخشی و تمرین ارتباطی میتوانند در مراحل بعدی نیز ارزشمند باشند. به همین دلیل، جملههایی مانند «اگر تا سه ماه صحبت نکرد، دیگر بهبود پیدا نمیکند» مبنای مناسبی برای پیشبینی وضعیت یک بیمار نیست.
خانواده چگونه میتواند به بیمار مبتلا به اختلال تکلم کمک کند؟
نحوه صحبت کردن خانواده با بیمار اهمیت زیادی دارد. فردی که آفازی یا سایر اختلالات ارتباطی دارد ممکن است برای بیان یک جمله ساده به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. عجله کردن یا کامل کردن دائمی جملههای او میتواند فرصت ارتباط مستقل را کمتر کند.
بعد از پرسیدن سؤال کمی صبر کنید. ممکن است بیمار پاسخ را میداند اما برای پیدا کردن کلمات به زمان بیشتری نیاز داشته باشد.
خاموش کردن تلویزیون یا کاهش سر و صدای اطراف میتواند تمرکز روی مکالمه را آسانتر کند.
سؤالهای کوتاه و واضح معمولاً از جملههای بسیار طولانی برای فردی که در درک یا تولید زبان مشکل دارد، مناسبتر هستند.
اشاره، نوشتن، تصویر یا سایر روشهای ارتباطی میتوانند در شرایطی که صحبت کردن دشوار است، به بیمار کمک کنند.
آیا خانواده باید اشتباهات گفتاری بیمار را مرتب اصلاح کند؟
معمولاً بهتر است هدف اصلی مکالمه، برقراری ارتباط باشد نه اصلاح تکتک اشتباهات. اگر بیمار کلمهای را اشتباه میگوید، میتوان بدون ایجاد فشار، مفهوم درست را به شکل طبیعی در گفتگو تکرار کرد. همچنین بهتر است فرد را از گفتگوهای خانوادگی کنار نگذاریم؛ حتی اگر پاسخ دادن برای او زمان بیشتری ببرد.
یک مثال ساده از اختلال تکلم بعد از سکته مغزی
تصور کنید فردی قبل از سکته مغزی بهراحتی صحبت میکرد، اما پس از سکته هنگام درخواست یک لیوان آب فقط میگوید «آب… آب…» و نمیتواند جمله کامل بسازد. اگر درک او از صحبت دیگران نسبتاً خوب باشد، این الگو میتواند با یک اختلال زبانی خاص سازگار باشد؛ اما برای تشخیص دقیق باید ارزیابی تخصصی انجام شود.
در مقابل، ممکن است فرد بداند چه میخواهد بگوید و جمله را نیز در ذهن داشته باشد، اما هنگام تلفظ، صداها را اشتباه و با تلاش زیاد تولید کند. این وضعیت میتواند نیازمند بررسی از نظر آپراکسی گفتار باشد. بنابراین صرفاً شنیدن نحوه صحبت بیمار برای تعیین علت کافی نیست.
چه زمانی اختلال تکلم یک وضعیت اورژانسی است؟
اگر اختلال تکلم بهطور ناگهانی در فردی ایجاد شود که پیش از آن چنین مشکلی نداشته است، بهخصوص اگر همراه با افتادگی صورت، ضعف یا بیحسی یک سمت بدن، اختلال بینایی، سرگیجه شدید یا مشکل در راه رفتن باشد، باید احتمال سکته مغزی را جدی گرفت و فوراً درخواست کمک پزشکی کرد.
اختلال تکلم ناگهانی را منتظر نمانید.
اگر فرد در چند دقیقه یا ساعت دچار مشکل جدید در صحبت کردن یا فهمیدن صحبت دیگران شده است، حتی اگر علائم بعداً بهتر شوند، ارزیابی فوری پزشکی اهمیت دارد. اختلالات زبانی میتوانند از علائم سکته مغزی باشند.
مشکلات مرتبط با حافظه و عملکرد شناختی را جدی بگیرید
گاهی اختلالات ارتباطی در کنار مشکلات حافظه و سایر تغییرات شناختی دیده میشوند. اگر علاوه بر تغییر گفتار، بیمار در انجام فعالیتهای روزمره، یادآوری اطلاعات، شناخت افراد یا درک محیط نیز مشکل پیدا کرده است، ارزیابی دقیقتر اهمیت پیدا میکند.
برای آشنایی بیشتر با این موضوع میتوانید مقاله درمان اختلالات شناختی را نیز مطالعه کنید.
همچنین در صورت وجود علائم مرتبط با دمانس، مطالعه مقاله تفاوت دمانس و آلزایمر میتواند دید دقیقتری درباره تفاوت این دو اصطلاح ایجاد کند.
اگر علائم شناختی و عروقی همزمان وجود دارند، مقاله دمانس عروقی در سالمندان نیز میتواند برای خانواده مفید باشد.
پرسشهای متداول درباره اختلال تکلم در اثر ضایعه مغزی
سکته مغزی یکی از مهمترین علل اختلالات زبانی اکتسابی است، اما ضربه مغزی، تومور، عفونت و برخی بیماریهای عصبی نیز میتوانند باعث اختلال در زبان یا گفتار شوند.
در بسیاری از افراد بهبود اتفاق میافتد، اما میزان آن به محل و شدت آسیب، نوع اختلال، وضعیت عمومی فرد و توانبخشی بستگی دارد. روند بهبود میتواند پس از ماههای ابتدایی نیز ادامه داشته باشد.
آفازی یکی از انواع اختلالات ارتباطی است که بیشتر به زبان مربوط میشود؛ یعنی ممکن است صحبت کردن، درک زبان، خواندن یا نوشتن را تحت تأثیر قرار دهد. اختلالات دیگری مانند آپراکسی گفتار و دیزارتری نیز میتوانند بعد از آسیب مغزی ایجاد شوند.
مشکل در پیدا کردن کلمه یکی از نشانههای شایع برخی انواع آفازی است. فرد ممکن است مفهوم را بداند اما برای پیدا کردن واژه مناسب دچار مشکل شود.
خیر. آفازی یک اختلال زبان است و دشواری فرد در صحبت کردن یا درک زبان به تنهایی به معنی از بین رفتن هوش نیست.
توانبخشی زبان و گفتار بخش مهمی از درمان اختلالات ارتباطی پس از آسیب مغزی است و میتواند به بازگرداندن مهارتهای زبانی یا پیدا کردن روشهای مؤثرتر برای ارتباط کمک کند.
خیر. ممکن است در ماههای نخست بهبود سریعتری دیده شود، اما تواناییهای زبان و ارتباط در برخی افراد برای مدت طولانیتری نیز میتوانند بهبود پیدا کنند.
بله، اگر اختلال تکلم بهطور ناگهانی ایجاد شود، بهخصوص همراه با ضعف یک سمت بدن، افتادگی صورت یا سایر علائم عصبی، باید احتمال سکته مغزی را جدی گرفت و فوراً ارزیابی پزشکی انجام شود.
بهتر است با جملات ساده و طبیعی صحبت کنند، به بیمار زمان کافی برای پاسخ بدهند، عوامل حواسپرتی را کاهش دهند و از روشهایی مانند اشاره، نوشتن یا تصویر نیز در صورت نیاز استفاده کنند.
خیر. نتیجه برای هر بیمار متفاوت است و برخی افراد بهبود قابل توجهی پیدا میکنند. با این حال، میزان بهبودی را نمیتوان بدون بررسی علت، محل و شدت آسیب و وضعیت فرد پیشبینی کرد.
جمعبندی؛ اختلال تکلم در اثر ضایعه مغزی را باید دقیق بررسی کرد
اختلال تکلم در اثر ضایعه مغزی یک عنوان کلی برای مشکلات مختلف ارتباطی است و نمیتوان همه بیماران را با یک روش درمان کرد. آفازی، آپراکسی گفتار و دیزارتری هرکدام ویژگیهای متفاوتی دارند و تشخیص نوع اختلال میتواند مسیر توانبخشی را مشخصتر کند.
اگر مشکل گفتار بعد از سکته مغزی، ضربه سر یا یک آسیب دیگر مغزی ایجاد شده است، ارزیابی پزشکی و تخصصی اهمیت دارد. در بسیاری از موارد، روند بهبودی فقط به روزها یا ماههای اول محدود نمیشود و توانبخشی میتواند در مراحل مختلف به بیمار برای بازگرداندن مهارتهای ارتباطی یا پیدا کردن راههای جایگزین ارتباط کمک کند.
آیا بعد از آسیب مغزی، گفتار یا درک زبان تغییر کرده است؟
تغییر در گفتار بعد از سکته مغزی، ضربه به سر یا سایر آسیبهای مغزی نیازمند بررسی علت و نوع اختلال است. تشخیص دقیق میتواند به انتخاب مسیر مناسب برای پیگیری پزشکی و توانبخشی کمک کند.
برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره خدمات و راههای ارتباطی میتوانید از طریق سایت دکتر فغانی اقدام کنید.
منابع و مطالعه بیشتر
- National Institute on Deafness and Other Communication Disorders –
Aphasia
- National Institute on Deafness and Other Communication Disorders –
What Is Apraxia of Speech?
- American Stroke Association –
Aphasia Diagnosis and Treatment Options

نظر شما